الشيخ السبحاني

101

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

محاكمهء عمومى بازجويى شد . جرم مادر ، اين بود كه چرا وجود فرزند خود را كتمان كرده و به دفتر مخصوص حكومت وقت معرفى نكرده است ، تا سر به نيست شود . مادر ابراهيم ، در پاسخ بازپرس چنين گفت : من ديدم نسل مردم اين كشور رو به تباهى است ؛ از اين جهت اطلاع ندادم تا ببينم آيندهء اين فرزند چه مىشود . اگر اين شخص همان باشد كه پيش‌گويان ( كاهنان ) خبر داده‌اند ، در اين صورت تصميم داشتم ، پليس را اطلاع دهم تا از ريختن خون ديگران دست بردارند و اگر آن فرد نباشد ، يك فرد از نسل جوان اين كشور را حفظ كرده‌ام ؛ منطق مادر كاملا توجه قضات را جلب كرد . سپس نوبت بازجويى از ابراهيم فرا رسيد . وى گفت : صورت عمل مىرساند كه اين ضربه از جانب بت بزرگ است و شما مىتوانيد ، جريان را از او سؤال كنيد ، اگر قدرت بر تكلم داشته باشد . اين جواب سربالا ، آميخته با تمسخر و تحقير به منظور ديگر بود و آن اين كه : ابراهيم يقين داشت كه آنان در جواب وى چنين خواهند گفت : ابراهيم ! تو مىدانى كه اين بت‌ها قدرت حرف زدن ندارند ، در اين صورت ابراهيم مىتواند هيئت قضات را به يك نكتهء اساسى متوجه سازد . اتفاقا همان طورى شد كه وى پيش‌بينى كرده بود . ابراهيم ، در برابر گفتار آنان كه حاكى از ضعف و زبونى و ناتوانى بتان بود ، چنين گفت : اگر آن‌ها به راستى چنين هستند كه توصيف مىكنيد ، پس چرا آن‌ها را مىپرستيد و حاجات خود را از آن‌ها مىخواهيد ؟ جهل و لجاجت و تقليد كوركورانه ، بر دل و عقل دادرسان حكومت مىكرد و در برابر پاسخ دندان‌شكن ابراهيم چاره‌اى نديدند ، جز اين كه رأى دادند كه ابراهيم را بسوزانند . خرمنى از آتش افروخته شد و قهرمان توحيد را در ميان امواج آتش افكندند ، ولى دست لطف و مهر خدا به سوى ابراهيم دراز شد و ابراهيم را از گزند آنان حفظ كرد و جهنّم مصنوعى بشرى را ، به گلستان سرسبز و خرم مبدل ساخت . « 1 »

--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيه 51 - 70 . براى آگاهى از خصوصيّات اين فصل و امور مربوط به تولد ابراهيم و نيز شكستن بت‌ها ، ر . ك : الكامل في التاريخ ، ص 53 - 62 و بحار الانوار ، ج 12 ، ص 14 - 55 .